برچسب:
نویسنده: نیکی حیدریان
رسید خبر خوبه
ممنونم خدا جون
اما پای این دل کندنم هستم هنوز
چراشو از دلم پرسیدم و اما...
ی جاهایی برای یه رابطه ها باید استاپ کرد
شاید الان وقت استاپ باشه
اما...
از برنامه هام بگم
امممممم ...جونم برات بگه استارتشو زدم از دیروز
اول تبر انشاا...شروعشه ...
سفت و سخت پی این برنامه ام
کسی نمی تونه این بار جلوی رسیدن به این رویا رو از من بگیره
خدایا ؟
کمکم کن
نمی دونم پست بدی رو کی می زارم اینجا...
خبر خوبه خیلی زود رسید
انقد که تا بخش خیلی زیادی باور کردم برای بار هزارم که دعای من اجابت شد
بابتش خیلی شکر گذارم
اما...
سوال اینجاست که
"خب از این به بعد چی ؟؟؟"
راستش خودم جوابشو نمی دونم ...
اما می توتم بگم این سوال فقط با گذشت زمان که می تونه جواب داده بشه
نمی دونم تو روزای آینده چی پیش میاد اما...
اما خبر خوب تو روزای آینده قطعا پیدا میشه ...
به امید خدا
و اینکه اگر خدا بخواد پس قطعا هر ا
برچسب: بعدش,
نویسنده: نیکی حیدریان

چرا بلگفا باز قاطی کرده ؟؟؟
من تم وبلاگمو می خوااااااااااااااااام
برچسب: چرا؟؟؟,
نویسنده: نیکی حیدریان
ی سلام باز از خیلی روز بعد اینجا
کلی کار عقب افتاده و برنامه انجام داده نشده ...که یکیش همین جا نوشتن بود
خب
جونم برات بگه که که من اولین سفارش عکاسی مو رو به صورت رسمی رگفتم
با وجود استرس خیلی زیادی که داشتم و روزای خیلی بدی که قبلش داشتم
انرژی خوبی بری انجامش نداشتم
اما با بهترین حالت ممکن و همه تلاشم انجامش دادم
و وقت خیلی زیادی ام پاش گذاشتم مخصوصا برای ادیتت و دیروز به مشتری تحویل دادم و از
برچسب:
نویسنده: نیکی حیدریان

پس آخه چرا خبر خوبه نمیاد آخه ؟
آخ از این روزای سخت ...
باس بازم مقاومت کرد و صبور بود...
خدایا کمک کن کم نیارم ...
برچسب: چرا؟,
نویسنده: نیکی حیدریان
سلاااااام
اخه که دلم می خواد اینجا داد بزنم بگم
هورااااا
خبر خوبه اول رسید
اونم دقیقا روز پنجاهم از صد روز
عکسی که من از دستای مامان گرفته بودم توی روزنامه ایران توی بخش ایران بانو چاپ شد
ی شادی خوب
ی شادی موندگار
ی خبر خوب که بخاطرش بغض کردم
ی حال خوب که دلم می خواست جات پیشم خالی نباشه ....
الهی خیلی خیلی خیلی شکر
ممنونم ازت که به من کمک کردی و بازم می خوایی کمک کنی
دوست داشتم اینجا این خبر
برچسب:
نویسنده: نیکی حیدریان

امروز چهارشنبه بود ...
ی روز که می تونیست خوب باشه و بهترین
شد بد و بدترین
اتفاق بدی نیوفتاده
من صبوریم کم شده
شاید امروز روزه آخر بوده ...
کی می دونه جز من و تو وخدا که این روزا چرا سخته
که اگه سخته چرا برا ما نمی گذره...شاید امروز روز آخر باشه ...برای ما
ای کاش نباشه
شایدم تقدیر اینه که باشه
فعلا 
[ چهارشنبه بیست و پنجم مرداد ۱۳۹۶ ] [ 19:31 ] [ مرضیه ] [ ]